تبليغاتX
یادداشت های دختر دستفروش مترو - هنوز...
هنوز... دوشنبه پانزدهم مهر 1387 11:56
 

هنوز بهم بار ِ ثابت نميدن.

اشرف ميگه: كله شقي كردي فروش لباس زير رو قبول نكردي.

ميگم: اين يكي از معدود افتخارات زندگيمه!

 

 

نوشته شده توسط دختر دستفروش مترو  | لینک ثابت |