یادداشت های دختر دستفروش مترو
به عشق من شک نکن!
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 10:55
وقتي نگاهت به كبودي هاي روي بازوم خيره مي مونه و
بعدش ميري يه گوشه ميشيني و بغض مي كني
دلم ميخواد داد بزنم:
بابا جونم!
الهي كه من فدات بشم!
اين كبودي ها از اثرات اون كولهي سنگينه
كه مجبورم هي بندازمش و هي درش بيارم
دختري كه تو بزرگ كردي
عاقلتر
و عاشقتر از اونه
كه به تو خيانت كنه.
نوشته شده توسط دختر دستفروش مترو
| لینک ثابت |
