تبليغاتX
یادداشت های دختر دستفروش مترو - شبیه مسافرا...
شبیه مسافرا... سه شنبه پنجم آذر 1387 19:31
بُغ کرده و نشسته یه گوشه. بهش میگم: ناهار خوردی؟ میگه: نه، همه ی آدامسام رو ازم گرفتن. میگم: خب یه چچیز دیگه بفروش. میگه: فالهامم دیروز گرفتن. میگم: بریم برات غذا بخرم. میگه: برو بابا! شما پولدارا از حال و روز ما چه خبر دارین. میگم...نه نمیگم. نمیگم منم مثل خودتم دخترک...نه...از چشماش و دستاش خجالت میکشم.



امروز مجبور بودم برای یک کاری مث مسافر عادی از مترو استفاده کنم.به ÷لیسای مترو حق میدم که بخوان آرامش و نظم رو برقرار کنن. اما انصافاً اگر آدمی مثل من بخواد کار کنه و سرمایه ای نداشته باشه چطور می تونه؟ میگن بیایین غرفه های مترو رو بهتون اجاره بدیم. اما اجاره شون خدا تومنه آخه....

نوشته شده توسط دختر دستفروش مترو  | لینک ثابت |