یادداشت های دختر دستفروش مترو
هزار سال در این آرزو توانم بود!
یکشنبه بیست و دوم دی 1387 11:53
قطار می ایسته و پیاده میشم. جلوی در ایستاده ام و قطار حرکت می کنه. عکسم می افته توی شیشه ها و شیشه ها هی میخوان من رو با خودشون ببرن و نمی تونن. بعد ته دلم آرزو می کنم این حرکتِ قطار هزار سال طول بکشه. هزار سال طول بکشه و بعد...................ببینم که تو اون طرفِ ریل ایستادی.
نوشته شده توسط دختر دستفروش مترو
| لینک ثابت |
